تک و تنها موندم و باز سهم من از تو غروبه

هدیه ی تولد من حسرت روزای خوبه

هدیه ی تولد من اشکه و آهه و درده

روزای قشنگ عمرم انگاری بر نمیگرده

نامه هاتو پاره کردم عکساتم نگه نداشتم

توی ذهنم از نگاهت رد تلخی جا گذاشتم

یاد لحظه های آخر زیر اون چتر قدیمی

دو تا عاشق،دو تا همدل؛ ما دو تا یار صمیمی

روزگار مارو جدا کرد، از گناه تو گذشتم

دیگه حتی نمی پرسم ,چرا بد شد سرنوشتم!

روزامو شمردم و باز به شب حسرت رسیدم

تو بدون اگه نباشی نا امیده نا امیدم

از خیال بودن تو میگذرم اگر چه سخته

خاطرات با تو بودن هنوز از یادم نرفته

شب، شبه تولدم بود اما اشکام روی گونه

اینکه بر میگردی یا نه، با خدای آسمونه