برادر عزیزم افشین تا سالروز رفتنت زیاد نمونده..... تا پنجم آبان روز شکستن بابا...

روز شکستن مامان... روز مردن آرزوهامون....

همیشه با اومدن ناگهانی ات و با خبرهای خوش غافلگیرمون میکردی.....

ولی ایندفعه با رفتنت برا همیشه غافلگیرمون کردی... ایندفعه بجای خنده، شوری اشک

و یه بغض برا همیشه از تو یادگار مونده رو لبمون بجای خنده...

هنوز تو شوک رفتنتیم .... آخه خدا چطور دلش اومد ما رو اینجوری بشکنه.........

روحت شاد عزیز بابا...