امروز هم مثه آخرین روز شهریور نود رژه بود.... اون مسیر هر روز بسته بود... سال نود تو صف اول رژه بودی....شب ساعت هشت اون روز تو خونه بابا بودی... صدات از پشت گوشی هنوز تو ذهنمه آبجی شبکه خبر رو ببین....

چه روزها گذشت.... چه ساعتها گذشت .... خیلی دلتنگیم برادرم....

امروز شروع کلاس اول نازنین بود.... اون سال فاطمه کلاس اولش بود.....

خیلی روزه نبودی افشین جان.....  خیلی روزه....

میگن مهدی میاد.... دلمون خوشه به ظهور و رجعت.... فقط خدا کنه بابا و مامان دووم بیارن.....