و باز سالی جدید... سالی بدون تو...سالها هم مثه روزها میگذرند ولی خبری از تو نیست... خبری از آمدنت. . . کاش یکی میگفت افشین زنده است و میاد... برادرم هیچوقت فراموشت نمیکنیم... برادرم چهارشنبه امیرحسین پسر شونزده ساله عمه زینب هم از این دنیا رفت.... عمه زینب هم مثله بابا و 

مامان و مادربزرگ کمرش خمیده شد... انگار داغ جوان تنها چیزی هست که از پدران ما بهمون به ارث میرسه... برادرم افشین مهربانم عیدت مبارک....