3399
دوباره سال جدید...
دوباره و دوباره و دوباره نبودنت....
دلتنگتم برادرم.... نبودی این روزا رو ببینی.... روزای سختی ان.... کرونا ویروسی که هر لحظه استرسش رو داری عزیزترین هات بهش مبتلا بشن و دووم نیارن
ترس و دلهره و اضطراب ... خبرای بد از هر طرف....
تو این شرایط اسفناک مراسم دارن... توی تالار... با بهترین پیش بینی ها...
به خودم میگم رفته رفته پیر شدیم... تو اگه بودی شرایط چطوری بود... تو بودی حتمن من کمتر پیر میشدم... تو اگه بودی خیلی کمکم بودی....
میگم ما طعم خواهر دوماد بودن رو نچشیدیم... تو رو از دست دادیم با تموم آرزوها... و برادر دیگه هم تو عزای کامل ازدواج کرد... تو هم طعم دومادی رو نچشیدی... اینکه بری جلو ویترین و لباس دومادی و یا عروسی ببینی و بپسندی...
ولی خوشا به حالشون...
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۹ ساعت 10:33 توسط فروغی دیگر
|
دلتنگی هایم برای عزیز از دست رفته ام.... برادرم افشین جان