...
حالا كه رفته ای،
ساعتهــــا به این می اندیشم
كه چرا زنــــده ام هنـــوز؟
مگـه نگفتـــه بــودم بی تــــو میمیرم؟
خدا یادش رفته است مرا بكشــــد،
یا تــــــو قرار است برگردی؟!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۹ دی ۱۳۹۱ ساعت 12:15 توسط فروغی دیگر
|
دلتنگی هایم برای عزیز از دست رفته ام.... برادرم افشین جان